فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول - ولایی، عیسی - الصفحة ٢٨٣ - مجمل و مبيّن
٤٠٠. مبيّن
به مبحث «مجمل و مبيّن» رجوع شود.
٤٠١. متأخّرين
به مبحث «قدماء» رجوع شود.
٤٠٢. متأخّر متأخّرين
به مبحث «قدماء» رجوع شود.
٤٠٣. متجرّى
به مبحث «تجرّى» رجوع شود.
٤٠٤. متشابه
متشابه كلمه يا كلامى است كه معناى آن روشن نباشد، و يا گوينده معناى روشنى از مقصود خود را بيان نكند. به مؤول و مجمل متشابه گويند. به مبحث «محكم و متشابه» رجوع شود.
٤٠٥. مجارى الاصول
در جايى كه مجتهد نتواند از ادله اجتهادى حكم را به دست آورد، و در حالت ترديد و شكّ قرار گيرد، بايد براى خروج از تحيّر خود و مقلّدين، با تمسّك به اصول عمليه حكم ظاهرى صادر كند. به بيان ديگر مكلّف يا قطع به حكمى دارد كه به قطع عمل خواهد كرد، و يا اماره و دليل معتبر بر حكمى اقامه مىشود. در آن صورت نيز بايد برطبق دليل معتبر عمل كند. اما هرگاه فاقد هر دو بوده و فقط شك داشته باشد در آن صورت بايد به اصول عمليه مراجعه كند. پس مجارى اصول «شك» است. به مبحث «اصول عمليه» رجوع شود.
٤٠٦. مجمل و مبيّن [١]
به كلمه يا كلامى مجمل گويند، كه معناى آن معلوم نبوده و مردّد بين دو يا چند احتمال باشد، و ندانيم كداميك مراد گوينده است. مثلا كلمه قرء (بضمّ اوّل و سكون دوم) در لغت هم بهمعناى طهر
[١] . الذريعة الى اصول الشريعة، ج ١، ص ٢٢٣؛ مبادى الوصول الى علم الاصول، ص ١٥٣؛ اصول الفقه، ج ١، ص ١٩٥؛ اجود التقريرات، ص ٥٤٣؛ معالم الدين فى الاصول، ص ١٦١؛ قوانين الاصول، ج ١، ص ٣٣٢.